رفتن به محتوای اصلی
تا پایان: استفاده از تخفیف
عمومی

Zero shot/one shot/few shot در پرامپت نویسی هوش مصنوعی

یکی از مفاهیم بنیادی که تعیین می‌کند هوش مصنوعی چقدر دقیق، با لحن درست و مطابق با نیاز شما پاسخ دهد، استفاده از تکنیک‌های مختلف یادگیری در پرامپت است.

آکادمی بدیعی

راهنمای جامع تکنیک‌های پرامپت‌نویسی: تفاوت Zero-shot، One-shot و Few-shot چیست؟

در دنیای امروز که هوش مصنوعی مولد (Generative AI) به بخشی جدایی‌ناپذیر از ابزارهای دیجیتال تبدیل شده است، مهارت «پرامپت‌نویسی» (Prompt Engineering) به عنوان کلیدی برای استخراج بهترین پاسخ‌ها از مدل‌هایی نظیر ChatGPT شناخته می‌شود. یکی از مفاهیم بنیادی که تعیین می‌کند هوش مصنوعی چقدر دقیق، با لحن درست و مطابق با نیاز شما پاسخ دهد، استفاده از تکنیک‌های مختلف یادگیری در پرامپت است.

در این مقاله، سه استراتژی اصلی یعنی Zero-shot، One-shot و Few-shot را بررسی می‌کنیم تا بدانید در چه شرایطی از کدام روش استفاده کنید.

۱. تکنیک Zero-shot (بدون نمونه)

تعریف: در این روش، شما هیچ مثال یا نمونه‌ای از آنچه می‌خواهید به هوش مصنوعی نمی‌دهید. شما مستقیماً دستور خود را صادر می‌کنید و انتظار دارید مدل بر اساس دانش پیش‌فرض خود از داده‌های آموزشی، پاسخ را تولید کند.

چه زمانی استفاده کنیم؟

وقتی کار بسیار ساده و بدیهی است.

وقتی می‌خواهید سرعت پاسخ‌دهی بالا باشد.

برای پرسش‌های عمومی یا تعریف مفاهیم.

مثال:

“متن زیر را به انگلیسی ترجمه کن: سلام، حال شما چطور است؟”

تحلیل: در اینجا شما هیچ الگویی از ترجمه ارائه نداده‌اید و مدل مستقیماً از دانش زبانی خود استفاده می‌کند.

۲. تکنیک One-shot (با یک نمونه)

تعریف: در این تکنیک، شما علاوه بر دستور اصلی، یک نمونه از ورودی و خروجی مطلوب را به مدل نشان می‌دهید. این کار به مدل کمک می‌کند تا “الگو”، “لحن” یا “فرمت” مورد نظر شما را درک کند.

چه زمانی استفاده کنیم؟

زمانی که فرمت پاسخ بسیار مهم است (مثلاً خروجی باید حتماً JSON یا یک جدول خاص باشد).

وقتی می‌خواهید لحن خاصی (رسمی، طنز، کوتاه یا بلند) را به مدل القا کنید.

مثال:

*"من می‌خواهم احساسات جملات را استخراج کنی.

نمونه:

جمله: امروز روز خیلی خوبی بود! -> احساس: مثبت

جمله: از این وضعیت بسیار ناراحتم. -> احساس: "*

تحلیل: با ارائه یک مثال (جمله اول)، مدل بلافاصله متوجه می‌شود که باید فقط یک کلمه (مثبت/منفی) را در پاسخ ارائه دهد.

۳. تکنیک Few-shot (با چند نمونه)

تعریف: این قدرتمندترین روش در میان این سه است. در اینجا شما چندین نمونه (معمولاً بین ۳ تا ۵ نمونه) از الگوی مورد نظر خود را ارائه می‌دهید. این کار به مدل اجازه می‌دهد تا الگوهای پیچیده‌تر، ساختارهای ظریف و استثنائات را یاد بگیرد.

چه زمانی استفاده کنیم؟

برای کارهای بسیار پیچیده و تخصصی.

زمانی که نیاز به رعایت دقیق یک ساختار نگارشی خاص دارید.

برای طبقه‌بندی (Classification) داده‌های پیچیده که مرزهای ظریفی دارند.

مثال:

*"لطفاً محصولات زیر را بر اساس دسته‌بندی مشخص کن.

محصول: آیفون ۱۵ -> دسته: موبایل

محصول: لپ‌تاپ ایسوس -> دسته: کامپیوتر

محصول: صندلی گیمینگ -> دسته: لوازم اداری

محصول: هدفون بی‌سیم -> دسته: "*

تحلیل: با دیدن سه مثال مختلف، مدل با دقت بسیار بالاتری می‌تواند ماهیت محصولات بعدی را تشخیص دهد و احتمال خطا را به حداقل برساند..

در این مقاله، سه استراتژی اصلی یعنی Zero-shot، One-shot و Few-shot را بررسی می‌کنیم تا بدانید در چه شرایطی از کدام روش استفاده کنید.

۱. تکنیک Zero-shot (بدون نمونه)

تعریف: در این روش، شما هیچ مثال یا نمونه‌ای از آنچه می‌خواهید به هوش مصنوعی نمی‌دهید. شما مستقیماً دستور خود را صادر می‌کنید و انتظار دارید مدل بر اساس دانش پیش‌فرض خود از داده‌های آموزشی، پاسخ را تولید کند.

چه زمانی استفاده کنیم؟

وقتی کار بسیار ساده و بدیهی است.

وقتی می‌خواهید سرعت پاسخ‌دهی بالا باشد.

برای پرسش‌های عمومی یا تعریف مفاهیم.

مثال:

“متن زیر را به انگلیسی ترجمه کن: سلام، حال شما چطور است؟”

تحلیل: در اینجا شما هیچ الگویی از ترجمه ارائه نداده‌اید و مدل مستقیماً از دانش زبانی خود استفاده می‌کند.

۲. تکنیک One-shot (با یک نمونه)

تعریف: در این تکنیک، شما علاوه بر دستور اصلی، یک نمونه از ورودی و خروجی مطلوب را به مدل نشان می‌دهید. این کار به مدل کمک می‌کند تا “الگو”، “لحن” یا “فرمت” مورد نظر شما را درک کند.

چه زمانی استفاده کنیم؟

زمانی که فرمت پاسخ بسیار مهم است (مثلاً خروجی باید حتماً JSON یا یک جدول خاص باشد).

وقتی می‌خواهید لحن خاصی (رسمی، طنز، کوتاه یا بلند) را به مدل القا کنید.

مثال:

*"من می‌خواهم احساسات جملات را استخراج کنی.

نمونه:

جمله: امروز روز خیلی خوبی بود! -> احساس: مثبت

جمله: از این وضعیت بسیار ناراحتم. -> احساس: "*

تحلیل: با ارائه یک مثال (جمله اول)، مدل بلافاصله متوجه می‌شود که باید فقط یک کلمه (مثبت/منفی) را در پاسخ ارائه دهد.

۳. تکنیک Few-shot (با چند نمونه)

تعریف: این قدرتمندترین روش در میان این سه است. در اینجا شما چندین نمونه (معمولاً بین ۳ تا ۵ نمونه) از الگوی مورد نظر خود را ارائه می‌دهید. این کار به مدل اجازه می‌دهد تا الگوهای پیچیده‌تر، ساختارهای ظریف و استثنائات را یاد بگیرد.

چه زمانی استفاده کنیم؟

برای کارهای بسیار پیچیده و تخصصی.

زمانی که نیاز به رعایت دقیق یک ساختار نگارشی خاص دارید.

برای طبقه‌بندی (Classification) داده‌های پیچیده که مرزهای ظریفی دارند.

مثال:

*"لطفاً محصولات زیر را بر اساس دسته‌بندی مشخص کن.

محصول: آیفون ۱۵ -> دسته: موبایل

محصول: لپ‌تاپ ایسوس -> دسته: کامپیوتر

محصول: صندلی گیمینگ -> دسته: لوازم اداری

محصول: هدفون بی‌سیم -> دسته: "*

تحلیل: با دیدن سه مثال مختلف، مدل با دقت بسیار بالاتری می‌تواند ماهیت محصولات بعدی را تشخیص دهد و احتمال خطا را به حداقل برساند.

ویژگی Zero-shot One-shot Few-shot

تعداد نمونه‌ها صفر یک عدد چند عدد (معمولاً ۳ تا ۵)

میزان دقت متوسط/کم متوسط/بالا بسیار بالا

پیچیدگی دستور بسیار ساده متوسط نسبتاً بالا

کاربرد اصلی سوالات عمومی تنظیم لحن و فرمت وظایف پیچیده و تخصصی

جمع‌بندی و پیشنهاد نهایی

برای رسیدن به بهترین نتیجه در تعامل با هوش مصنوعی، پیشنهاد می‌شود از استراتژی “افزایش تدریجی” استفاده کنید:

ابتدا با Zero-shot شروع کنید. اگر پاسخ مدل دقیق نبود یا فرمت اشتباه بود؛

به سراغ One-shot بروید تا الگو را به او بفهمانید؛

اگر مدل همچنان در درک ظرافت‌های کار شما ناتوان بود، حتماً از Few-shot استفاده کنید.

یادگیری این تفاوت‌های ساده، تفاوت بین یک کاربر معمولی و یک مهندس پرامپت (Prompt Engineer) حرفه‌ای را رقم می‌زند.

این مقاله را هم‌رسانی کنید: